ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۲۹, جمعه

سخن سردبير

بيستم شهريور ماه امسال دانش‌نامه‌ی تخصصی «آريانا» در حوزه‌ی «تاريخ و جغرافيا» فعال می‌شود. اين مژده‌ای است برای دانش‌آموزان، دانشجويان، آموزگاران و پژوهشگران سخت‌کوش و دلسوز اين رشته‌ی علمی. صرف‌نظر از وجوه عام اطلاع‌رسانی دانش‌نامه‌ی و فوايدی که بر آن مترتب است برای رشته‌ی تاريخ و جغرافيا ضرورت و اهميت ويژه‌ی تخصصی نيز در اين روزگار بيش از پيش رخ می‌نمايد.

سرزمين کهن‌سال افغانستان که تاريخی مشحون از فراز و نشيب‌های فراوان دارد و تجارب تلخ و شيرين بسياری را پشت‌سر گذاشته است، همواره نيازمند آموزگاران و محققانی است که تاريخ را بر اساس اصول و مبانی فنی و علمی آن مورد پژوهش قرار داده و برای آموزش و پرورش نسل جوان کشور به‌کار گيرند.

از قديم گفته‌اند، بنياد تاريخ بر خبر (گواهی) است و اهل منطق بر اين باورند که خبر قضيه‌ای است که در آن احتمال صدق و کذب وجود داشته باشد. بنابر اين، تا زمانی‌که اثبات صدق و کذب برای خبری نشده باشد، به‌کارگيری آن توسط تاريخ‌نگار و نگارش تاريخ بر اساس آن ممکن نخواهد بود. ضرورت تشخيص صدق و کذب يک خبر و بحث در چگونگی وقوع اشتباه در روايت خبر هميشه برای مورخان مطرح بوده است. از آنجا که تاريخ هميشه در معرض اغراض گوناگون، منافع قوی، تعصبات فرقه‌ای، پيروی از منافع، تبعيت از زور و مسايلی از اين قبيل بوده و نيز به دليل محدوديت امکانات و توانايی‌های انسانی همواره ممکن است ضعف و نقصانی در وقوف بر اخبار و صحت انتقال آنها صورت گيرد. تاريخ‌نويسی بدون نقادی اخبار و منابع و راويان ممکـن و ميســر نيســت. در غير اين صـورت، تاريـخ جـز مشــتی دروغ که از ميـان آن‌ها بـزرگ‌ترين دروغ را برگـزيده جلـوه نخـواهد کـرد.[۱]

البته نقد تاريخ چيزی تازه‌ای نيست. سنت نقد در ميان مورخان مسلمان نيز از سابقه‌ای طولانی برخوردار است. از آنجا که در عصر تمدن دوره‌ی اسلامی گرايش‌های گوناگون فکری شکل گرفت و جهان اسلام با تحولات بسياری روبرو شد و نيز حجم قابل توجهی از اخبار از چهار گوشه‌ای جهان شناخته شدۀ آن روز و ديگر ملل پيش از اسلام در دسترس بود که آميخته با مطالب کذب و بی‌اساس فراوانی بود، بنابر اين نقادی اخبار مورد توجه کامل مورخان مسلمان قرار گرفت.

از مهم‌ترين گروه مورخان مسلمان که به نقادی اخبار نظر داشته کسانی بودند که به‌کاربرد عقل در سنجش اخبار توجه نشان می‌دادند. از جمله اين مورخان ابن مسکوبه نويسندۀ کتاب معروف «تجارب‌الامم» است که در قرن چهارم می‌زيست. او در جای جای اثر خود می‌نويسد که آندسته از اخباری که اساس محکمی نداشته حذف کرده و نقل نمی‌کند. تاريخ‌نگار ديگر ابن طقطقی است که در قرن هفتم زندگی می‌کرد. اثر معروف او «الفخری» نام دارد که تاريخ دولت عباسيان است. او با ديدۀ نقد و نظر به اين دولت نگريسته و سقوط آن را مورد بررسی قرار می‌دهد. مورخ نقاد ديگر در عرصۀ تاريخ‌نگاری مسلمانان ابن خلدون است. او در قرن هشتم هجری می‌زيست و کتاب معروف «البصر» را نوشته و مقدمه او شهرتی جهانی دارد. ابن خلدون در مقدمه به ارزيابی و نقادی تاريخ‌نويسی پيشينيان پرداخته و ذکر اخبار ضعيف و نادرست را موجب گمراهی در تاريخ دانسته و معتقد است چنان‌که خبری با عقل انطباق نداشته باشد يعنی عقل بر وقوع آن صحه نگذارد محل اعتبار و اعتنا نخواهد بود.[٢]

...

آريانا، نشريه‌ی تخصصی الکترونيکی است که با هدف اطلاع‌رسانی در زمينه‌ی تاريخ و جغرافيا و نقد آن در سطح اينترنت انتشار می‌يابد. مسئوليت نقد و ارزيابی موضوعات تاريخ و جغرافيا بر عهده نويسندگان است و به‌هيچ‌وجه به‌منزلۀ نظر رسمی دانش‌نامه‌ی آريانا نيست.

بی‌شک تحقق اهدافی که آريانا دانش‌نامۀ تخصصی در حوزه‌ی تاريخ و جغرافيا در پی آن است، بدون همياری و همدلی دوسـتداران مباحـث تاريخـی و جغـرافيايی ميسـر نخـواهد بود. از اين روی، با آغوش باز، از همه نقطه‌نظرها، نقدها و ديدگاه‌ها استقبال می‌کنيم.


[] پی‌نوشت‌ها


[۱]- «تاريخ و ضرورت نقد»، ماهنامه تخصصی کتاب ماه تاريخ و جغرافيا، سال اول، شماره اول، ص ۱
[۲]- همان‌جا، صص ۱ و ۱۳